افتخار و آفرين بر شهداي حوزه و روحانيت كه در هنگامه ي نبرد، رشته ي تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيات دنيا را از پاي حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به ميهماني عرشيان رفتند و در مجمع ملكوتيان شعر حضور سروده اند. امام خميني رحمة الله علیه.ستاد یاواره ي شهدای روحانی از همه ی عزیزان روحانی که ا ز دوران دفاع مقدس عکس وخاطره دارند دعوت به همکاری می نماید. با ما تماس بگیرید. نشانی: مشهد مقدس -ابتدای خیایان آیة الله شیرازی-مدرسه علمیه عالی نواب-ستاد یاواره شهدای روحانی استان خراسان رضوی. تلفن:2242120-0511 فاکس: 2237727-0511

         

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | RSS

  آدرس جدید وبلاگ ستاد یادواره شهدای روحانی خراسان رضوی

برای ورود به آدرس جدید وبلاگ ستاد یادواره شهدای روحانی خراسان رضوی اینجا را کلید کنید. 

نویسنده : | ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  زندگی نامه روحانی شهید محسن امیرکانیان

بسم الله الرحمن الرحیم

روحانی شهید محسن امیرکانیان در تاریخ ۴۴/٣/٣٠ دریک خانواده ی متدین درشهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود. پس از طی دوران کودکی به مدرسه رفت و دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت به اتمام رسانید. از سن ١٣ سالگی به مسجد می رفت.

وی اهل قرآن و عبادت و مجالس روضه خوانی بود وعلاقه ی فراوانی به اهل بیت علیهم السلام داشت. همیشه به قولی که می داد عمل می کرد و از افرادی که بدقولی می کردند بدش می آمد. در سال ١٣۶٠ در حالی که هنوز در مقطع دبیرستان بود با اصرار فراوان و پس از رضایت پدر ومادر به جبهه رفت و ضمن شرکت  در عملیات های مختلف در منطقه ی چزابه از ناحیه ی صورت دچار سوختگی شد و مجروح گردید که پس از درمان مجدداً به جبهه رفت و در عملیات آزاد سازی خرمشهر شرکت نمود و در این عملیات با از دست دادن دست چپ خویش به خیل عظیم جانبازان پیوست.

ایشان در سال ١٣۶٢ به دانشگاه تهران راه یافت و در مقطع کارشناسی و رشته ی علوم اجتماعی مشغول به تحصیل شد. وی که در دانشگاه بسیار خوب درس می خواند آن جا را سنگری جهت مبارزه با مظاهر غرب زدگی، ساخت ولی با همه فعالیت هایی که داشت بازهم دانشگاه او را قانع نکرد و سرانجام دانشگاه را رها کرد ودر سال 1365 راهی قم شد و به فراگیری علوم دینی با جدیت هر چه بیشتر پرداخت.  در همین زمان مجدداً در سال ١٣۶۶ عازم جبهه شد و با وجود این که قبلا یک دست خود را از دست داده بود در جریان عملیات ماووت عراق در تاریخ ١٣۶۶/٠٨/٢٠ به لقاءالله رسید.

نویسنده : | ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  روحانی شهید محسن امیرکانیان (مشهد)

 

مصطفی

نام پدر

١٣۴۴/٠٣/٣٠

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

تحصیلات حوزوی

تحصیلات

قم

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

مسئول دیده بانی

مسئولیت نظامی

نصر8

آخرین عملیات

١٣۶۶/٠٨/٣٠

تاریخ شهادت

اصابت تر کش به گردن

عامل شهادت

ماووت عراق

محل شهادت

حرم مطهر امام رضا علیه السلام

مزار شهید

لینک های مرتبط

١- زندگی نامه شهید

٢-زندگی نامه شهید

٢- وصیت نامه شهید

نویسنده : | ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  زندگی نامه شهید سید مهدی اکرمی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید سید مهدی اکرمی فرزند مرحوم سید محمد حسین در سال 1348 در قریه ی مغزار بخش بلخاب از توابع ولایت جوزجان افغانستان در یک خانواده ی مذهبی و طبقه ی مستضعف چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در آغوش والدین خود سپری نمود.

در سن 7 سالگی پدر مرحومش او را به مکتب خانه ی محل فرستاد و درس قرآن و برخی از کتاب های فارسی را فرا گرفت.

پدر مرحومش چون یکی از پرهیزکاران و مومنین محل بود اشتیاق داشت که فرزندش را به مدرسه ی علمیه بفرستد، لذا بعد از فراگیری دروس مقدماتی حوزه، ایشان را با چند نفر مطمئن جهت ادامه ی تحصیل به جمهوری اسلامی ایران فرستاد و در سال1361وارد جمهوری اسلامی ایران شدکه یکی از طلاب افغانی به نام شیخ حیدر رضایی ایشان را در شهرستان شیروان به مدرسه ی علمیه ی آیت الله حکیم شیروان معرفی می کند.

در شیروان دو سال تمام را مشغول تحصیل می شود . بعداً از افغانستان به ایشان خبر می رسد که پدر شما رحلت فرموده، لذا با عدم امکانات به افغانستان برمی گردد. به دنبال ایشان طلبه ها مقداری  پول برای مصارف راه او می فرستند . در سال 64 وارد شهر خودش بلخاب می شود بعد از ترحیم و تعزیه ی پدر دوباره سفر هجرت را آغاز و به شهرستان شیروان مراجعت می کند.

در سال 1365 به خاطر فرمان امام خمینی رحمة الله علیه در بسیج و سپاه شیروان جهت آموزش ثبت نام می کند و بعد از چهل و پنج روز به جبهه های حق علیه باطل فرستاده می شود. ایشان در مدت یک ماه نامه اش از جبهه برای طلبه های شیروان می آید و برادرش در مشهد جواب نامه را برای او می فرستاد و لی بعد از یک ماه دیگر نامه نیامد ، به نقل از همسنگرانش ایشان اشتیاق داشت شهید شود و خیلی در جبهه خندان و حالت خوشحالی داشت و در تاریخ 66/2/5 شهید و جنازه ی ایشان در شیروان تشییع می شود و بنابر وصیت ایشان جنازه در شهر مقدس مقدس و در بهشت رضا علیه السلام به خاک سپرده می شود و چون وصیت کرده بود که بعد از این که من شهید شدم به برادرم که در مشهد خادم مسجد طیبه می باشد بگویید که مادرم و برادران و خواهرانم را بر سر مرقد من بیاورند.

 

نویسنده : | ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  وصیت نامه شهید سید مهدی اکرمی

بسم الله الرحمن الرحیم

مورخه: 1365/11/17 سید مهدی اکرمی، فرزند سید محمد حسین کربلایی از افغانستان، ولایت جوزجان بلخاب دره مزار.

کُتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا الوصیة للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین.

لذا این جانب سید مهدی اکرمی فکر کردم که ممکن است هر لحظه مرگ به دیدار انسان بیاید لازم دانستم که برای خودم وصی قرار دهم. فکر کردم که چه کسی را برای خودم وصی بگیرم لذا به فکرم رسید که برادرم؛ آقای سید میر حسین اکرمی را برای خودم وصی قرار دادم و بعد از من آن می‌تواند کارهای ما را به نیابتی از من انجام دهد و کارهایی که باید انجام دهد از این قرار است:

مبلغ 3500 تومان به برادرم سید محمد قرض دار هستم باید از حق من بپردازد.

 دین پدرم که مبلغ 4000 افغانی دادم و مدت 24 روز، روزه گرفتم و الباقی مانده است . و دیگر این که برای مادرم و برادران و خواهرانم نامه بفرستید که بسیار جزع و فزع نکنند و بسیار داد و ماتم نکنند چون این شهادت از جدم فاطمه زهرا برای ما به میراث مانده است و دیگر این که سعی کنید که خواهرانم را به یک خانواده  شوهر دهید که دین‌دار باشد نه کدام خانواده که پول داشته باشد ولی دین و ایمان کامل به خدا نداشته باشد و عبدالحسین و محسن را هم به خانواده ای زن دهید که شرائط فوق را دارا باشد و به مسائل اسلامی پایبند باشد و اگر مادرم خواست با برادران و خواهرانم به سر قبر من آیند بیاریدشان و اگر مادرم خواست در خانه بنشیند کسی او را ازخانه اخراج نکند و برای من خرج نکنید اگر خواستید اول باید دین مرا تمام کنید بعد آن وقت اگر دلتان خواست برای من تعزیه بگیرید

و خلاصه خواهشی که از شما دارم اینست که گفتم یعنی دین مرا تمام کنید و قبر مرا در بهشت رضا تعیین کنید و برای مادرم و برادرانم و خواهرانم نامه بفرستید که گناه مرا ببخشند و اثاثیه که بنده در مدرسه دارم بفروشید و پولش را برای قرض دارهایم بدهید و از شهادت من کسی سوء استفاده نکند چون برای خدا خواستم شهید شوم و من راضی نیستم که کسی از خون من سوء استفاده کند و این شهادت همیشه آرزوی بنده بوده است و همیشه در پشت نمازم دعا می‌کردم که خدا شهادت در راهش را برای من عطا فرماید چون این دنیا را وقتی انسان نگاه می‌کند که اینقدر بی‌وفا است که حتی بر پیامبر و امامان و معصومین ما هم وفا نکرد و این مرگ بر گردن انسان حق است پس چرا شهادت را انتخاب نکند و در بستر مرگ بمیرد و آن هم معلوم نیست آیا خوب چه بهتر از این. دیگر عرضی ندارم.

والسلام

نویسنده : | ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید سید مهدی اکرمی (مشهد)

سید محمد حسین

نام پدر

1348

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

سطح

تحصیلات

شیروان

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

رزمنده

مسئولیت نظامی

-

آخرین عملیات

 05/02/1366

تاریخ شهادت

اصابت تر کش به شکم و سینه

عامل شهادت

بانه

محل شهادت

مشهد-بهشت رضا علیه السلام

مزار شهید

لینک های مرتبط

1- زندگی نامه شهید

2- وصیت نامه شهید

نویسنده : | ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهدای روحانی مشهد مقدس
نویسنده : | ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  وصیت نامه شهید جعفر اکبری

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر ان الانسان لفى خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

هر انسانی که به این دنیا مى آید باز باید برگردد اما این برگشتن ها از زمین تا آسمان با هم فرق دارند. یکى با مرگى مى رود که تمام ملائکه به احترام او و به خاطر عظمت او جلویش تعظیم مى کنند و دیگرى با مرگى مى رود که همه ملائکه ها او را لعن مى کنند ، بنابراین حال که همه باید بروند طبق آیه نیز که مى فرماید انا لله و انا الیه راجعون آیا در این صورت مرگ سرخ بهتر است یا مرگ سیاه؟

 آیا رنج و زحمت در دنیا بهتر است یا بیچاره بودن در آخرت؟

اگرعقل ما سالم باشد، اگر راهمان فى سبیل الله و هدفمان الله باشد، مرگ سرخ را برمرگ سیاه ترجیح مى دهیم و راحت نبودن در آخرت را به راحت بودن در دنیا ترجیح مى دهیم که در این موقع باید سختی ها و رنج ها را در دنیا تحمل کنیم و با متجاوزان و دشمنان بجنگیم ،چون خداوند مى فرماید: و قاتلو هم حتى لا تکون فتنه یعنى این که با کافران جهاد کنید  تا فساد و فتنه از روى زمین برطرف شود. همان طور که امام عزیزمان هم فرمودند که :جنگ، جنگ تا رفع فتنه در عالم. و بدرستی که مردم فداکار و قهرمان و شهید پرور ایران با دشمنان اسلام و با کافران ملحد جنگیدند و از کشور اسلامیشان بیرون نمودند و انشاء الله به یارى خداوند در عالم فتنه و فساد را ریشه کن خواهند کرد و اگر مى خواهید دین و آئین محمد همیشه پابرجا باشد بگذارید گلوله ها و توپ ها و موشک ها بر سر ما فرود آید.

«ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلى فیا سیوف خذینى.» پس اى شمشیرها ما را دریابید و بر سرما فرود آئید که ما از شهادت در راه خدا هیچ هراس نداریم.

و اکنون پدر عزیز! مرا ببخش ، که من را بزرگ کردى شاید من نتواستم حق شما را ادا کنم.

پدر! مرا به بزرگى خودت ببخش و راضى نیستم در عزاى من گریه کنى و اگر گریه کردى براى مولاى مان حسین علیه السلام گریه کن . مبادا براى من گریه کنى که دشمن شاد شود.

و مادرم! سلام علیکم. مادرم! مرا ببخش من مى دانم که حق شما را ادا نکردم .

مادرم! مبادا در عزاى پسرت گریه کنى، مادرم! من راضى نیستم کسى که ولایت فقیه را قبول ندارد در عزاى من شرکت کند. مادرم! ببخش که من به شما قول کربلا دادم و نتوانستم شما را به کربلاى حسین علیه السلام برسانم.

 مادرم! مرا ببخش. امیدوارم که در بهشت ملاقات کنیم.

 مادرم! صبر کن تا لیاقت همنشینى با حضرت زهرا سلام الله علیها را داشته باشى. و از خواهرانم خواهش مى کنم که در عزاى من گریه نکنند و زینب وار صبر کنند. اگر گریه کردند براى آن آقائى گریه کنند که در صحراى کربلا سر در بدن نداشت. و اکنون از برادرانم مى خواهم که نگذارند اسلحه من سرد شود. اسلحه مرا بردارند و با منافقین کور دل بجنگند. و اکنون منافقین بدانند اگر من شهید شدم برادرانم نمى گذارند لوله اسلحه من سرد شود. و از پدرم مى خواهم که برادرم؛ حسن را در سنگر من بگذارد و جاى مرا خالى نکند و حسن جان! امیدوارم که سنگر برادرت؛ جعفر را خالى نگذارى و درس بخوان که این مدرسه به قول امام سنگر است و این سنگر را حفظ کن.

و از برادرم؛ روح الله مى خواهم که بعد از من سنگر مرا خالى نکند و اگر من توفیق شهادت را یافتم همکلاسیان و استادان مرا در مجلس دعوت کنید و در مجلس من شیرینى پخش نمائید. چون شهدا زنده هستند.

قرآن کریم مى فرماید و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتاً  بل احیاء عند ربهم یرزقون: گمان مبرید آن هائى که شهید شدند مرده اند بلکه آن ها زنده هستند و در نزد خداى خویش عند ربهم یرزقون.

والســلام

نویسنده : | ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  زندگی نامه شهید جعفر اکبری

بسم الله الرحمن الرحیم

 شهید جعفر اکبری در سال 1351 در روستای بلخور از توابع مشهد درخانواده ای بسیار مذهبی چشم به جهان گشود و پس از اتمام دروس ابتدایی وارد حوزه علمیه و مدرسه حضرت حجت شد

 و به آموختن دینی اشتغال ورزید و به دروس حوزه علاقه فراوانی داشت و در مدت قلیل تقریباً ادبیات را خواند اما در ضمن درس خواندن از فکر جبهه غافل نبود و همیشه در این فکر بود که لحظه مناسبی پیدا کند و عازم میدان نبرد شود. البته سخن گفتن درباره ی شهید بسیار مشکل است و زبان از گفتن و قلم از نوشتن عاجز است.

سرانجام از پدر اجازه کسب نمود اما پدر ش به او می گفت تو به درس خواندنت ادامه بده من که در جبهه هستم کافی است. این شهید اظهار می دارد که پدرم! اگر جبهه نوبتی باشد این مرتبه نوبت من است. آری شهدای دفاع مقدس مانند شهدای صدر اسلام و مانند روز عاشورا از یکدیگر سبقت می گیرند. خلاصه از پدرش اجازه کسب نموده و عازم میدان نور می شود و پس از گذشت چندین روز پیکار با دشمن در قله های کردستان شربت شهادت می نوشد.

نویسنده : | ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید جعفر اکبری(مشهد)

محمد علی

نام پدر

٠۵/٠١/١٣۵١

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

تحصیلات حوزوی

تحصیلات

 مشهد-مدرسه حضرت حجت عجل الله فرجه

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

تکاور

مسئولیت نظامی

-

آخرین عملیات

١٩/٠۴/١٣۶٣

تاریخ شهادت

اصابت تیر به گردن

عامل شهادت

کردستان

محل شهادت

مشهد-روستای بلخور

مزار شهید

لینک های مرتبط

١-زندگی نامه شهید

٢-وصیت نامه شهید

نویسنده : | ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  وصیت نامه شهید محمد عیسی اعلمی(اکبری لکزایی)

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اولاً برای رضای خدا و خشنودی امام زمان ونائبش جبهه اسلام را ترک نکنید زیرا خدا خریداری نمود بهشت را به مال و جان شما بفرموده قرآن کریم وشکر خدا را بجا آورید و راه امام حسین را ادامه دهید و خدا انسان را امتحان می کند زیرا خدا آفریده شما را تا آزمایش نموده و به عالم بقا ارتحال نماید.

ثانیاً پا به عرصه جهاد گذاشتم این بدن نالایق را در خدمت اسلام و خود را تسلیم خدای یگانه کردم تا در سیر الهی نوشیدن شربت شهادت را پیدا کنم.

ثالثاً یکی از معنای جهاد صبر است در سختی ها، صبر کنیم و در راحتی ها شکر گذار باشیم.

رابعاً سعی کنید قدم در راه خیر برداشته و عزت اسلام را حفظ کنید، آیا واقعا در عمر یک مرتبه سبحان الله حقیقی گفته اید؟ یعنی پاک و منزه است خدا. پس اگر درست گفته باشیم نباید در شهرت و مانند آن فرو رویم. من به دلخواه خود و با شناخت و وظیفه ای که داشتم به عرصه جهاد امدم امیدوارم آخر عمرم شهادت در راه خدا باشد.

خامساً بدان هر هنری و هر فعلی که در نقطه نظر آید مصدر دارد ، مثلا  مصدر بابای بشر آدم علی نبینا و آله علیه السلام مصدر شجره نبوت از همان هست که در روز ازل به دست یاری خدای توانا ، آفریده شده ، این همه عوالم غرس و هر یک در موضع مختلف رشد نموده و ثمر می بخشد و این هسته ممکن است زردآلو بار آورد و به دستیاری باغبان پیوند زد تا میوه کامل بار آورد . مثلا شهید شهادت شاهد که مصدرش شهد است یعنی عسل چشیدن یا این که می خواهی شهد بدهی با زبان و اذهان شکر من را بگویی اما شاهد معنای متفاوت دارد هر چند که از همان شهد است ولی به معنای دلبر و دلربا و گواهی دهنده آمده است.

تگ های این مطلب :وصیت نامه شهید
و تگ های این مطلب :محمد عیسی
و تگ های این مطلب :اعلمی
و تگ های این مطلب :(اکبری لکزایی)
نویسنده : | ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  زندگی نامه شهید محمد عیسی اعلمی نسب(اکبری لکزایی)

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید محمد عیسی اعلمی نسب لکزایی در اولین روز بهار سال 1348 در جوار مرقد پاک و ملکوتی هشتمین امام مسلمین در خانواده ای روحانی زاده شد . پنج ساله بود که به فراگیری  قرائت قرآن نزد پدر مشغول شد و بر اثر علاقه و پشتکار در مدت نسبتاً کوتاهی خواندن قرآن را یاد گرفت.

در سن 7 سالگی به هدایت پدر به مدرسه رفت و تا پایان مرحله ابتدایی درس خواند و سپس در سال 60 نامش را در دوسنگر مقدس ثبت کرد ؛ یکی سنگر بسیج مستضعفان  که مدرسه عشق به لقاء الله است و دیگری سنگر حوزه علمیه که پایگاه حافظان مکتب جعفری است. محمد عیسی روزها به مدرسه می رفت و به تحصیل ادبیات و دروس حوزی پرداخت و برخی شب ها تا به صبح  به نگهبانی با برادران بسیجی مشغول بود.

 وجود جنگ تحمیلی، آتش شوق دیدار عنایات خاص ایزدی او را ملتهب ساخته  و به سوی جبهه های نبرد فرا خواند  و او با رها کردن درس و مباحثه در سنگر دفاع از میهن اسلامی جای گرفت. شهید لکزایی سه بار در جبهات نور علیه ظلمت شرکت جست و پس از مدت ها ماندن در کنار سایر رزمندگان اسلام سرانجام لحظه عروج فرا رسید و او که بیش از پیش مشتاق شتافتن  به دیار پاک کبریایی شده بود، داوطلب ایثار و فداکاری گردید و در عملیات والفجر به تاریخ 64/8/29 در جبهه پنجوین در حال خنثی سازی مین به درجه رفیع شهادت نائل و پیکر مطهرش به خون نشست و با جسمی گلگون ناظر وجه الله گردید.

روحش شاد وراهش پر رهرو باد.

تگ های این مطلب :زندگی نامه
و تگ های این مطلب :محمد عیسی
و تگ های این مطلب :(اکبری لکزایی)
و تگ های این مطلب :اعلمی نسب
نویسنده : | ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید محمد عیسی اعلمی نسب(اکبری لکزایی)(مشهد)

حسینعلی

نام پدر

٠١/٠١/١٣۴٨

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

تحصیلات حوزوی

تحصیلات

 مشهد-مدرسه حضرت مهدی عجل الله فرجه

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

تخریبچی

مسئولیت نظامی

والفجر

آخرین عملیات

٢٩/٠٨/١٣۶٣

تاریخ شهادت

اصابت ترکش خمپاره به دست و پا

عامل شهادت

پنجوین عراق

محل شهادت

قوچان-روستای تیتکانلو

مزار شهید

لینک های مرتبط:

١- زندگی نامه شهید

2- وصیت نامه شهید

تگ های این مطلب :اکبری
و تگ های این مطلب :محمد عیسی
و تگ های این مطلب :اعلمی نسب
و تگ های این مطلب :لکزایی
نویسنده : | ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  وصیت نامه شهید غلامرضا(صمد) اعتمادی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

پروردگارا، از این زندان پر گناه خسته شدم، در دنیایى که انسان مى داند خداوند متعال و امام زمان علیه السلام وجود دارد، هم خودش گناه مى کند و هم دیگران گناه مى کنند ،آن غصه انسان را رنج مى دهد . چقدر خوب است که انسان اول خود را با کمک ائمه اطهار هدایت کند وبعد دیگران را هدایت کند و از خداى متعال درخواست مى کنم که این توفیق را به همه بدهد.

 و اما این بنده پر گناه از مشهد مقدس بسوى جبهه جهاد رفتم، چون در آنجا وجود حضرت ولى عصر امام زمان علیه السلام است.

 مى روم تا اگر لیاقت داشتم به درجه شهادت برسم. از همه شما درخواست مى کنم که هر وقت خداوند متعال به شما نعمتى داد از آن نعمت قدردانى کنید، چون اگر نکنید از شما خواهد گرفت. به شما آزادى اسلامى داده است، قدر این نعمت بزرگ را ندانید از شما مى گیرد.

 از مقام شامخ علماء و روحانیون که فقط این ها دلسوز واقعى به مردم هستند، قدردانى کنید.

 این ها اگر نبودند، ما منحرف بودیم. به هر حال از دعاى ندبه و دعاى کمیل و دعاى سمات و دعاهاى دیگر فراموش نفرمائید. مجالس عزاى امام حسین علیه السلام را ترک نکنید. گریه براى چهارده معصوم علیه السلام انسان را از هر انحرافى نجات مى دهد. به امید آن روزى که حضرت امام مهدى علیه السلام ظهور کند.

شما برادران و خواهران هم براى تعجیل ظهور آن حضرت دعا کنید و به دنبال او بروید.

 از نوارهاى شهید حاج شیخ احمد کافى در مورد امام زمان علیه السلام فراموش نکنید تا هم خودتان عاشق امام زمان علیه السلام باشید و هم اولاد شماها هم عاشق جمال نورانى آن حضرت باشند.

خداحافظ برادران و خواهران شهید پرور از همه شما التماس دعا دارم.

نویسنده : | ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  زندگی نامه شهید غلامرضا(صمد) اعتمادی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید غلامرضا اعتمادی در تاریخ 1336/2/20 در یک خانواده مذهبی در تهران دیده به جهان گشود در سن 10 سالگی به همراه پدر و مادر به مشهد مهاجرت کردند دوران ابتدایی را با موفقیت به اتمام رسانید سپس نزد پدر در مغازه قنادی مشغول به کار شد به علت علاقه شدیدی که به روحانیت داشت در سال 1362 مشغول تحصیل علوم دینی شد.

با توجه به اینکه سن شهید بالا بود و ازدواج کرده بود مجبور بود ضمن تحصیل در کنار پدر کار کند. ایشان اصولا فردی شوخ طبع بودند و همه را به خنده وادار می کرد ولی در عین حال نسبت به مسائل اعتقادی وانقلابی بسیار محکم بود. زمانی که فردی نسبت به مسائل دینی و انقلاب حرفی می زد بسیار برافروخته می شد و جواب او را می داد. معتقد بود برای رفتن به جبهه باید پدر و مادر و همسر را راضی کند زمانی که امام مردم را جهت رفتن به جبهه تکلیف کرده بودند ایشان اجازه خواستند که فقط یک ماه به جبهه بروند ولی وقتی که از جبهه برگشتند گفتند تازه عاشق جبهه شده ام. مجددا چندین نوبت به جبهه رفتند تا این که مجروح شیمیایی شد و به شدت درد داشت و برخی مواقع برا ثر عوارض ناشی از شیمیایی نفسشان می گرفت به نحوی که لباس های خود را پاره پاره می کرد.

در این مواقع باید چند نفری او را می گرفتیم و چون زیاد عرق می کردند یک پنکه جلو او روشن می کردیم تا کمتر اذیت شود وقتی که حالش بهتر می شد ازاین که متوجه می شدکه این کار را کرده است و برای اطرافیان مشکلاتی را به وجود آورده شرمنده می شد و معذرت خواهی می کرد با این که دکترها گفته بودند در محل پرسر وصدا نباشد ولی در روز عاشورا گفت زیارت عاشورا را بخوانند وسپس خودش بلند شد و سینه زد. ما نگران او شدیم ولی خوشبختانه امام حسین او را شفا داده بود ودیگر مشکلی برای او به وجود نیامد. مجددا به جبهه رفت در حالی که خودش می دانست آخرین باری است که به جبهه می رود و این بار دیگر به شهادت خواهد رسید سرانجام در تاریخ 1366/2/1 به آرزوی خود یعنی شهادت رسید.

نویسنده : | ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید غلامرضا(صمد) اعتمادی(مشهد)

اسماعیل

نام پدر

 ١٣٣۶/٠٢/٢٠

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

تحصیلات حوزوی

تحصیلات

 مشهد-مدرسه علی ابن ابی طالب علیه السلام

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

معاون گروهان

مسئولیت نظامی

 -

آخرین عملیات

١٣۶۶/٠٢/٠١

تاریخ شهادت

اصابت ترکش خمپاره به سر

عامل شهادت

بانه

محل شهادت

حرم مطهر امام رضا(ع)

مزار شهید

لینک های مرتبط:

1- زندگی نامه شهید

2- وصیت نامه شهید

نویسنده : | ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  نرم افزار چند رسانه ای شهدای روحانی مشهد تولید شد

نرم افزار چند رسانه ای شهدای روحانی مشهد تولید شد

خبرگزاری رسا ـ نرم افزار چند رسانه ای شهدای روحانی مشهد به همت ستاد شهدای روحانی  با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی تولید شد. 

 
حجت الاسلام محمدعلی سلیمانی مقدم، مسئول اجرایی ستاد شهدای روحانی خراسان رضوی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد گفت: نرم افزار چند رسانه ای شهدای روحانی مشهد با عنوان «تعهد سرخ»، از سوی این ستاد با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی تدوین و عرضه شد.

وی تعداد شهدای روحانی مشهد را 150 تن ذکر کرد و اظهار داشت: این نرم افزار که مجموعه ای از تصاویر، اسناد، زندگی نامه، خاطرات و وصیت نامه شهدای روحانی مشهد را در بر دارد، از طریق ستاد شهدای روحانی و یا بنیاد شهید خراسان در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد.

حجت الاسلام سلیمانی مقدم، با بیان این که تاکنون 365 تن از شهدای روحانی خراسان رضوی شناسایی شده‌اند، افزود: نرم افزار چند رسانه ای شهدای روحانی کاشمر و بردسکن، تربت حیدریه و گناباد نیز از سوی ستاد شهدای روحانی خراسان با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی در حال تدوین است.

مسوول اجرایی ستاد شهدای روحانی خراسان رضوی گفت: فرهنگنامه جاویدان شهدای روحانی خراسان رضوی نیز هم اکنون مراحل پایانی تدوین را می گذراند و به زودی به چاپ می رسد.

نویسنده : | ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید سید مهدی اصغریان دهبار(مشهد)

 

سید نعمت

نام پدر

١٣۴٢

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

شرح لمعه

تحصیلات

مشهد- مدرسه نواب

محل تحصیل

بسیج

مسئولیت اجتماعی

بی سیم چی

مسئولیت نظامی

فتح الفتوح

آخرین عملیات

١٣۶٠/٠٩/٠٩

تاریخ شهادت

 اصابت ترکش به سر وپا

عامل شهادت

بستان

محل شهادت

 مشهد- روستای دهبار

مزار شهید

نویسنده : | ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید محسن اشراقی(مشهد)

محمد

نام پدر

 ١٣۴۵/٠١/٠٣

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

شرح لمعه

تحصیلات

 مشهد- مدرسه حجتیه اصفهانی ها

محل تحصیل

سپاه

مسئولیت اجتماعی

رزمنده و مبلّغ

مسئولیت نظامی

 -

آخرین عملیات

   ١٣۶۴/١٠/٢١

تاریخ شهادت

بمباران هوایی

عامل شهادت

جزیره مجنون

محل شهادت

مشهد-بهشت رضا علیه السلام

مزار شهید

نویسنده : | ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت

  شهید علی(کورش)اسماعیلیون(مشهد)

حسین

نام پدر

 ١٣٣٨/١١/٠١

تاریخ تولد

 شیعه

مذهب

رسائل و مکاسب

تحصیلات

 حوزه علمیه مشهد و قم

محل تحصیل

سازمان تبلیغات قم

مسئولیت اجتماعی

رزمنده

مسئولیت نظامی

 -

آخرین عملیات

١٣۶١/١١/١٣

تاریخ شهادت

انفجار نارنجک

عامل شهادت

شرهانی

محل شهادت

علی بن جعفر قم

مزار شهید

نویسنده : | ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
پيام هاي ديگران () | لینک ثابت