زندگی نامه شهید غلامرضا(صمد) اعتمادی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید غلامرضا اعتمادی در تاریخ 1336/2/20 در یک خانواده مذهبی در تهران دیده به جهان گشود در سن 10 سالگی به همراه پدر و مادر به مشهد مهاجرت کردند دوران ابتدایی را با موفقیت به اتمام رسانید سپس نزد پدر در مغازه قنادی مشغول به کار شد به علت علاقه شدیدی که به روحانیت داشت در سال 1362 مشغول تحصیل علوم دینی شد.

با توجه به اینکه سن شهید بالا بود و ازدواج کرده بود مجبور بود ضمن تحصیل در کنار پدر کار کند. ایشان اصولا فردی شوخ طبع بودند و همه را به خنده وادار می کرد ولی در عین حال نسبت به مسائل اعتقادی وانقلابی بسیار محکم بود. زمانی که فردی نسبت به مسائل دینی و انقلاب حرفی می زد بسیار برافروخته میشد و جواب او را می داد. معتقد بود برای رفتن به جبهه باید پدر و مادر و همسر را راضی کند زمانی که امام مردم را جهت رفتن به جبهه تکلیف کرده بودند ایشان اجازه خواستند که فقط یک ماه به جبهه بروند ولی وقتی که از جبهه برگشتند گفتند تازه عاشق جبهه شده ام. مجددا چندین نوبت به جبهه رفتند تا اینکه مجروح شیمیایی شد و به شدت درد داشت و برخی مواقع برا ثر عوارض ناشی از شیمیایی نفسشان می گرفت به نحوی که لباسهای خود را پاره پاره می کرد.

در این مواقع باید چند نفری او را می گرفتیم و چون زیاد عرق می کردند یک پنکه جلو او روشن می کردیم تا کمتر اذیت شود وقتی که حالش بهتر می شد ازاینکه متوجه می شدکه این کار را کرده است و برای اطرافیان مشکلاتی را به وجود آورده شرمنده می شد و معذرت خواهی می کرد با این که دکترها گفته بودند در محل پرسر وصدا نباشد ولی در روز عاشورا گفت زیارت عاشورا را بخوانند وسپس خودش بلند شد و سینه زد. ما نگران او شدیم ولی خوشبختانه امام حسین او را شفا داده بود ودیگر مشکلی برای او به وجود نیامد. مجددا به جبهه رفت در حالی که خودش می دانست آخرین باری است که به جبهه می رود و این بار دیگر به شهادت خواهد رسید سرانجام در تاریخ 1366/2/1 به آرزوی خود یعنی شهادت رسید.

/ 0 نظر / 5 بازدید